تاریخ انتشار: یک شنبه 26 تیر 1401
تعداد بازدید: 30

یاد خدا 18 خرداد 1401

تاریخ انسان در قرآن با حضور دکتر محسن میرباقری (متن و صوت برنامه یاد خدا 18 خرداد 1401)

بسم الله الرحمن الرحیم

صیرفی :الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکرالله تطمئن القلوب

برخیز برات عاشقی داده خدا

احسان قدیم را فرستاده خدا

درکوچه ی روزگار غم هست ولی

آرام کند دل مرا یاد خدا

سلام خدا بر پیامبررحمت وخاندان مطهر وپاکشان اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم سلام خدا بر امام رضا و سلام خدابرامام مهدی (عج) وسلام خدابه روی ماه شما اهالی ارجمند یاد خدا ، وقتتان بخیر خیلی خوش آمدید تبریک عرض می کنیم دهه ی کرامت را روزهای منور به عطر رضوی ونور رأفت امام رضاعلیه الاف تحیه والثناء که توفیق داریم این لحظات عمرمان را دراینجا به یاد وذکر خدا مشغول باشیم .سرورارجمند استاد ومعلم تفسیر قرآن ، جناب دکتر سید محسن میرباقری عزیز قدم برچشم گذاشتید.آقای دکترسلام علیکم ورحمه الله

میر باقری : سلام علیکم ورحمه الله ، خیلی ممنون از این همه لطف ...

بسم الله الرحمن الرحیم

هوالله الذی لااله الا هوعالم والغیب والشهاده هوالرحمن الرحیم با صلوات وسلام بر محمد وآل محمد وحضرت بقیه الله المهدی ارواحنا له الفداء

با سلام ودرود حضور یکایک شما عزیزان درلحظاتی که درخدمت شما هستیم وهمگی درمحضر قرآن کریم از درگاه با عظمت ربوبی عنایات ویژه او را دراین لحظات از درگاه او خاضعانه درخواست می کنیم ود رخدمت جناب آقای صیرفی هستیم .

صیرفی : تاریخ انسان در قرآن عنوان اصلی کلاس های درس تفسیر آقای دکتر میر باقری است دربرنامه ی یاد خدا ومفتخریم که این مطالب به جان ودلمان می نشیند ، با هم خلاصه ای ازآخرین جلسه ای که درمحضرشان بودیم کلاس امروز را بااذن الله شروع خواهیم کرد....

خلاصه جلسه قبل:

بنی اسرائیل را می خواهند نجات بدهند ، رسیدند به لب دریا فرعون متوجه شد لشگرعظیم را به راه انداخت که اینها را تعقیب کنند ودستگیرشان کنند ،اصحاب حضرت موسی گفتند که * انا لمدرکون * وقتی نزدیک شدند ما دیگر به تله افتادیم گرفتند ما را نزدیک هستند حضرت موسی فرمودند : * قال کلا ان معی ربی سیهدین* پروردگار من با من است مرا هدایت می کند ، این ایمان اگر در هرکس که باشد از هیچ چیز نمی ترسد خداوند با من است یک ماموریتی داده است من می روم جلو بقیه اش دست اوست .فرعون نسبت کفر به این معنای ناسپاسی که شما نمک خوردید نمکدان شکستید حضرت موسی جواب می دهند :*قال فعلتها اذا وانا من الضالین * انجام دادم این کار را درآن موقع درحالیکه من ضالین بودم یعنی از گمراهان ، ضال یعنی گمشده وسردرگم ، بازاین آیه راهم خلاف عصمت می دانند می گویند خود حضرت موسی گفتند که من از ضال بودم درحالیکه ضال درمعنای لغوی چیز بدی نیست اگر انسان راه خانه اش را گم کند می شود ضال این افت معنوی ندارد * فلما جاء السحره ( ساحران را جمع کردند آوردند به حضور فرعون ) قالو لفرعون ائن لنا لاجرا ان کنا نحن الغالبین * گفتند : حالا اگر بر حضرت موسی پیروز شدید آیا اگر ما پیروز بشویم وغلبه کنیم براین سحر آیا اجری برای ما هست ؟ فرعون گفت : بله بالاتر از اجر اینکه شما استخدام دربار می شوید ، مقرب می شوید دراینجا هم درسوره ی شعراء حضرت موسی عصایشان را انداختند * فاذا هی تلقف مایافکون* واین به یکباره به فرمان خدا به جنب وجوش آمد به مارعظیم الشانی تبدیل شد شروع کرد به بلعیدن سحر ساحران ،البته در داستانها نوشته شده که فرعون مضطرب ومتوحش شد که گفت بردار عصایت را باهم مذاکره می کنیم اما متن قرآن این است حضرت موسی انداخت وشروع کردند به بلعیدن عصایی که به مار تبدیل شده بود ...

صیرفی : وقت شما بخیر،تقاضای ما این است فرمایشاتتان را از ما دریغ نفرمایید 30000720 مسیر پیامکی و162 تلفن روابط عمومی سازمان ارسال بفرمایید و درفضای مجازی به آدرس:

yadekhoda-qtv @

صفحه ی برنامه ی خودتان را دنبال بفرمایید درآنجا خلاصه ها ی ناب کارشناسان عزیز را به اشتراک بگذارید شماهم دراین ثواب سهیم باشید،آقای دکتر با افتخار محضر شما هستیم ..

استاد میرباقری : داستان حضرت موسی را عرض می کردیم ، مقدمتا متذکر می شویم که درآیه آخر سوره ی یوسف قرآن پنج ویژگی برای داستانهای قرآن وتاریخ مطرح می کند ، اول اینکه اینها درس آموز هستند * لقدکان فی قصصهم عبره لاولی الاباب * برای خردمندان درس آموز اند سرگرمی نیست ،پس نگاه ما به این داستان ها فراگیری حکمت باید باشد ،دوم ساختگی نیست *ماکان حدیث یفتری * سوم گذشته را به رشته ی تحریر می آورند وتاریخ گذشته را به نمایش می گذارند * ولکن تصدیق الذی بین یدیه * چهارم * وتفسیر کلی شیء* درخلال این داستانها نکات فراوانی را بیان می کند هم معرفتی وهم تربیتی واخلاقی ودرنهایت هم * هدی ورحمه لقوم یومنون * اهل ایمان داستانها را بخوانند هم برای آنها هدایت است وهم رحمت خداوند شامل حالشان می شود .فکرکردیم همینطور فراز هایی از آیات قرآن را عرضه بداریم درخلال این فرازها نکاتی قابل توجه است که ان شاءالله عرض می کنیم .دربحث های قبل سوره ی مبارکه ی قصص را پیگیر بودیم ماجرا ی حضرت موسی را قرآن درچند مرحله بیان می کند :مرحله ی اول تاریخی قبل از تولد حضرت موسی ووضعیت بنی اسرائیل ظلم فرعونیان و ذبح فرزندان ، مقطع دوم خود حضرت موسی وتولدشان ، ورودشان به دربار فرعون با تقدیر الهی مرحله ی سوم کارهایی که حضرت موسی دربار فرعون به نفع بنی اسرائیل انجام می دادند دوره ی بعدی فرار حضرت موسی رفتن به مدین ودرخدمت شعیب پیامبر اکرم الهی هشت یا ده سال که مشهور ده سال ، فراز چهارم زندگی وآمدن به سوی مصر ورفتن به مهبط وحی وطور سیناء وآنجا گفتگوی خداوند با حضرت موسی ، ماموریتی دادند به حضرت موسی که برو به سمت فرعون ، مقطع بعدی گفتگوی حضرت موسی با فرعون است ، که الان درآن مقطع هستیم .ازسوره ی قصص آمدیم به سوره ی طه که این گفتگویک مقدار مفصل تر است .درآیه ی 52 گفتگوی حضرت موسی با فرعون مطرح می شود مه فرعون ایرادی می گیرد که اگر شما قائل به معاد وآخرت هستید اقوام گذشته چه می شود ، حضرت موسی می فرماید : * قال علمها عند ربی فی کتاب لایضل ربی ولاینسی*دانش مروط به گذشتگان ، آیندگان وافراد کنونی همه در دست خداست درکتابی ثبت است (لایضل ) خدا سردرگم نمی شود که اشتباه نمی کند ( ولاینسی ) ونه کسی را فراموش می کند ، وقتی که بساط قیامت گسترده بشود قرآن می فرماید
*حشرناهم فلم نغادر منهم احدا * ماهمه را محشور می کنیم واحدی را جا نمی گذاریم ، همیشه مساله ی معاد دربین پیامبران وسران قوم ومخالفین مطرح بوده است ودر زمان رسول اکرم هم همینطور ، قریش وسران قریش قائل به معاد نبودند ( از ایات قران استفاده می شود ) ، پیغمبر اکرم اصرار برمعاد داشتند وقرآن کریم ، که بحثهای زیادی را در آ نجا می بینیم ، کلام حضرت موسی به اینجا ختم می شود آیه ی 55 * منها خلقنکم وفیها نعیدکم ومنها نخرجکم تاره اخری * ماشما رااز خاک زمین آفریدیم دراین خاک زمین شما را مجدد به حیات برمی گردانیم وبار دیگری در روز قیامت شما را ا زخاک زمین خارج می سازیم ،بعد قرآن ادامه ی داستان را اینگونه بیان می کند *ولقد اریناه ایاتنا کلها وکذب وابی * ما آیات خود را به فرعون نشان دادیم آیات بزرگی را ، او تکذیب کرد وابی کرد از اینکه بپذیرد *قال اجئتنا لتخرجنا من ارضنا بسحرک یا موسی * فرعون گفت "آیا می خواهید با سحری که ارائه می دهید ما را از سرزمین مان خارج کنید *فلناتینک بسحر مثله فاجعل بیننا وبینک موعدا لانخلفه نحن ولا انت مکانا *سوی ،ماهم سحری را همانند سحر شما ارائه خواهیم داد پس یک موعد وزمانی را بین ما وخودت قرار بده که نه ماتخلف کنیم نه شما ، یک مکانی که برای همه یکسان باشد درایات دیگر قرآن فرمودند که فرعون درشهرهای مختلف جارچی هایی را فرستاد ساحران زبر دست را فرا خواندند ودر حدیثی است که علت معجزه ی حضرت موسی که چنین چیزی قرار داد این بود که درزمان ایشان سحر بسیار گسترده شده بود وسحر جادوگران فراوان بود ؛حضرت موسی آمد درآن زمان آنچه که جلوه ی زیادی داشت یک امر حقیقی از او را دریک مقطعی بسیار بالاتر از او را به نمایش گذاشت که درحقیقت سحر ساحران از رنگ وارزش افتاد .درزمان حضرت عیسی گفته اند علم طب بطورخاصی پیشرفت کرده بود وحضرت عیسی از آن قبیل آیات خداوند دراختیار او قرار داد .به هر حال گفت ما ساحران را جمع می کنیم سحری می آوریم یک موعدی قرار می دهیم ببینیم چه کسی دست بالاتری دارد *قال موعدکم یوم الزینه وان یحشر الناس ضحی * حضرت موسی گفتند وعده ی ما روز زینت روزی که جشن عمومی باشد که مردم تعطیل باشند وشرکت کنند وبه این شرط که همه ی مردم دراول صبح که هوا روشن می شود (ضحی ) موقعی که نورخورشید افشانده می شود دراین موقع همه جمع شوند برنامه ی عمومی باشد .*فتولی فرعون فجمع کیده ثم اتی * فرعون جلسه را ترک کرد ، معلوم می شود یک گفتگویی بوده است حضرت موسی در جمع سران مصر به گفتگو بافرعون پرداخت ، فرعون همین که این گفتگو مطرح شد که یوم الزینه ، پشت کرد واز مجلس رفت بیرون ومجلس خصوصی تشکیل داد (جمع کیده ) همه ی برنامه ریزی های خودش را انجام داد ساحران را جمع کرد (ثم اتی ) بعد یک روزی با ساحران آمدند به میدان *قال لهم موسی ویلکم لاتفتروعلی الله کذبا فیسحتکم بعذاب وقد خاب من افتری * حضرت موسی اول پند وموعظه کرد ، روش پیامبران است ، اتمام حجت کردند وگفتند دست از این کار بردارید بیایید بر خدا افتراء نبندیم نگویید این ها سحر است ، این ها آیات خدا است ، اگر افترای بر خداوند ببندید ودروغ بدانید آیات خدا را ، خداوند با عذابی شما را از بین می برد وهرکس که به خدا افتراء ببندد ناامید می شود واز ارزش خواهد افتاد ....

صیرفی : خیلی ممنون ومتشکریم ،محضر قرآن کریم مشرف می شویم واستفاده می کنیم وجان ودلمان رانورانی می کنیم برمی گردیم بخش پایانی کلاس آقای دکتر میر باقری را درتاریخ انسان در قرآن را طی خواهیم کرد بسم الله الرحمن الرحیم ...

وقت شما بخیر ممنونیم از اینکه همچنان برنامه یاد خدا را انتخاب می فرمایید وهمراه ما هستید ،آقای دکتر با افتخار خدمت شما هستیم ..

استاد میر باقری : حضرت موسی تذکری به سحره دادند ، گفتند با برنامه ی الهی بازی نکنید که بسیار ضرر می بینید *فتنازعوا امرهم بینهم واسرو النجوی * معلوم می شود این سخنان حضرت موسی درسحره یک اثری گذاشت وشاید این مقدمه ای بود برای توجه سحره ، که به نزاع پرداختند وگفتگو که چه کنیم تذکر به جایی به ما می دهد ( واسرو النجوی ) یک نجوای پنهانی برای خودشان پدیدار کردند ، درگوشی حرف زدند وجمع شدند که چکار بکنیم ، درباریان فرعون که دیدند که سحره تحت تاثیر قرار گرفته اند آمدند حرف دیگری زدند *قالوا ان هذان لساحران یریدان ان یخرجاکم من ارضکم بسحرها ویذهبا بطریقتکم المثلی * این دونفر( موسی وبرادراو ) دوساحر هستند اراده وخواستشان این است که شما را از سرزمین تان بیرون کنند وبنی اسرائیل را بشورانند وهمه ی کارها را دست بگیرند ومارا آواره کنند ( ویذهبا بطریقتکم المثلی ) این آیین برتر شما وتمدن فوق العاده ی شما را از بین ببرند ، فرعونیان به تمدن شان بسیار افتخار می کردند ،می گفتند * الیس لی ملک مصر هذه الانهار تجری من تحتی* آیا حکومت مصر از آن من نیست آیا این نهر ها از زیر پای من روان نمی شوند ، یعنی آبادانی وکشور گشایی و حکومت پیشرفته ای که داشتند این ها را خیلی به رخ می کشیدند که الان هم دنیا همینطور است مستکبران عالم به جلال وجبروت خودشان افتخار می کنند فکر می کنند دیگران با آنها فرق می کنند اینها یک انسانهای بالاتری هستند ودیگران انسان نیستند عملا می خواهند بگویند ما با دیگران فرق داریم ما حق داریم چنین وچنان داشته باشیم ، مثلا :هزاران بمب هسته ای داشته باشیم ولی شما نباید دانشش را هم داشته باشید ، این حالت در تاریخ وتاریخی که قرآن بیان می کند در تاریخ مستکبران خیلی خوب دیده می شود *فاجمعوا کیدکم ، همه ی برنامه شان راجمع وجور کردند ، کید به معنای برنامه ریزی گاهی به معنای مثبت هم بکار می رود وقتی که کید را به خداوند نسبت می دهند ولی بیشتر دربرنامه ریزی های منفی ذکر می شود * ثم ائتوا صفا ، بعد صف آرایی کردند ووارد میدان شدند ، معلوم می شود یک منطقه ی عظیمی را برای این کار اختصاص دادند که درجاهای دیگر دارد که * واسترهبوها * مردم را می ترساندندکه نزدیک نشوند * ثم ائتوا صفا وقد افلح الیوم من استعلی * شروع کردند به شعار دادن ، امروز معلوم می شود چه کسی دست برتر را دارد ، هرکس که دست بالاتر را داشته باشد ( استعلی : برتری جویی )امروز رستگار است ، ساحران را به وجد می آوردند با این شعار ها که بیایند وارد میدان شوند سوره طه * قالوا یاموسی اما ان تلقی واما ان نکون اول من القی *ساحران گفتند که موسی تو اول شروع می کنید یاما شروع کنیم *قال بل القوا فاذا حبالهم وعصیهم یخیل الیه من سحرهم انها تسعی *حضرت موسی گفتند شما شروع کنید ، وقتی که اینها رها کردند امکانات شان را از دور نشان داده می شد پر تحرک عمل می کنند *فاوجس فی نفسه خیفه موسی * حضرت موسی یک ترسی به دلش افتاد *قلنا لاتخف انک انت الا علی * وحی کردیم موسی نترس تو برتر خواهی بود *الق ما فی یمینک تلقف ما صنعوا ، آنچه که در دست دارید بیانداز، تمام آنچه را ساحران فراهم کردند می بلعد *انما صنعوا کید ساحر، تمام آنچه فراهم کردند کید ومکر ساحران است * ولایفلح الساحر حیث اتی * ساحر به هرکجا که رود هرگز به فلاح ورستگاری نمی رسد ( این جمله ی عجیبی است در قران ) هستند درزمان ما هم که وارد سحر وجادو وکهانت واین کارها می شوند ، قرآن به صراحت اعلام می کند که به فلاح ورستگاری نمی رسند ،ممکن است یک جولانی بدهند اما پایان کارشان خسران است .راجع به جن هم دارد چون نوعا این ساحران باجنیان وشیاطین جن در ارتباط هستند .درسوره ی جن می فرماید * انه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن فزادهم رهقا* بعضی از مردان انسی به مردان جنی پناه می برند وآنها بدبختی برای آنها می افزایند خیری نصیبشان نمی کنند ، معمولا کسانی که اینطور هستند علی القاعده باید وضع خوبی داشته باشند درآمدی داشته باشند اما معمولا زندگی نکبت باری برای کسانی که وارد سحر وجادو می شوند وقرآن کریم سحر را در مرز کفرتعریف می کند در آیه 102 سوره ی بقره می فرماید که ساحران بنی اسرائیل از شیاطینی که در دربار حضرت سلیمان بودند سحر را آموختند * وما کفر سلیمان ولکن شیاطین کفروا * حضرت سلیمان وارد حوزه ی کفر نشد یعنی سحر، به جای سحر کلمه ی کفر را می آورد وشیاطین بودند که کفر ورزیدند .همینطور در روایات ما فرمودند : الساحر کالکافر نکته ای است که اگر این مسائل پیش امد کسی هوس نکند وفکر کند حالا برود آنجا یک سری بزند ببیند چه خبر است *ولایفلح الساحر حیث اتی **فالقی السحره سجدا ، حضرت موسی هم فرمان را اجراء کرد عصا را انداخت ، خداوند فرمود ما این بار به گونه ی دیگری عمل می کنیم فقط این نیست که یک مار پر جلوه ای باشد ، می بلعد تمام بساط دشمنان را ، مار بزرگ شد پیچان شد وبه هیجان آمد وحمله ور شد تمام مصنوعات ساحران را بلعید ، حضرت موسی دست کردند وعصا را برداشتند چیزی نبود بیابان خالی * والق ما فی یمینک تلقف ما صنعوا *همه را خواهد بلعید *فالقی سحره سجدا * وقتی این اتفاق افتاد ساحران فهمیدند که این با کارهای آنها فرق می کند حقیقتی است ، حضرت موسی قبلا هم تذکر داده بودند که مواظب عذاب خداباشید مراقب آیات خدا باشید تکذیب آیات نکنید ، این بود که این ها یکدفعه متوجه شدند وبه سجده افتادند یک صحنه ی فوق العاده عجیبی است که بعد هم فرعون مضطرب می شود چه باید بکند ، شروع می کند به تهدید کردن اینها ...ان شا ء الله بعدا عرض می کنیم ...

صیرفی : خیلی ممنونیم وسپاسگذاریم از همراهی شماهم تشکر می کنیم

خدا را به وجاهت امام رضا علیه السلام دعا می کنیم وقسم می دهیم

الهی چنان کن سرانجام کار

تو خوشنود باشی وما رستگار


دسته بندی :

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها