تاریخ انتشار: چهارشنبه 11 خرداد 1401
تعداد بازدید: 25

یاد خدا 10 اردیبهشت 1401

تهذیب نفس با حضور آیت الله رحیم توکل (متن و صوت برنامه یاد خدا 10 اردیبهشت 1401)

بسم الله الرحمن الرحیم

صیرفی:الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکرالله تطمئن القلوب اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القران وافترضت علی عبادک فیه الصیام صل علی محمد وآل محمد وارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا وفی کل عام واغفرلی تلک الذنوب العظام فانه لایغفرها وغیرک یا رحمن و یا علام

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صفحه ای از این بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آن کسیست که بخشیده می شود

سلام خدا برپیامبر رحمت وخاندان مطهر وپاکشان اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم سلام خدا بر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلام خدا به شما میهمانان خوب ماه مبارک رمضان وقتتان بخیر خیلی خوش آمدید افتخار داریم با یاد خدا د این لحظات در میهمانی ماه خدا کنار شما همچنان هستیم شکر ویژه بابت حضور سرور ارجمندمان عضو محترم مجلس خبرگان رهبری و استاد اخلاق مهربان و عزیزمان حضرت آیت‌الله سید رحیم توکل باشیم آقا سلام علیکم و رحمه

آیت‌الله توکل :و علیکم سلام و رحمه و برکاته

صیرفی:خیلی خوش آمدید قبول باشد طاعات و عباداتتان

الحمدلله که امروز هم این سفره یاد و ذکر خدا پیش روی ما گشوده است محضر سرور ارجمندم هستیم روزها و ساعات پایانی مهمانی هست دارند سفره را جمع می کنند اگر توصیه ای برای یکی دو روز باقیمانده بفرمایید

آیت‌الله توکل: باید خدا یک حالی بدهد که ما گریه کنیم که این ماه دارد می رود ،نمی‌دانم ما که این حال را نداریم به این بدبختی مان گریه کنیم ،واقعا گریه دارد واقعا ماهی می رود که اوصاف آن از زبان ما قاصر هست ،تعابیری در این ماه آمده که به واقع ما چیزی نمی دانیم هزار ماه یعنی حدودا ۸۰سال هر عملی در یک عمر طولانی ضرب کن ،عمر ما بطور معمول ۸۰،۷۰سال هست یک عمل ضرب کن در یک عمر طولانی ۸۰سال ،یک صلوات یعنی ۸۰سال صلوات،یک لااله الاالله انگار ۸۰سال لااله الاالله گفته اید،.گاهی مخ آدم داغ می شود از این فضل و کرامت خدا ،فقط یک کلام خدا بنا داشت و دارد آقایی کند،تا اینجا به عزیزانم عرض کنم ،من هرسال خودم این کار را انجام می‌دهم عزیزانم شما هم انجام بدهید ضرر نمی کنید آن روزی را که آخر ماه رمضان هست و شب آن به ماه شوال می روید و این سفره کرامت جمع می شود ،آن روز را کمی بعدظهر بخوابید وقتی خوابیدید یکی دو سه ساعتی را آخر وقت تنها باشید نماز حضرت امیر را حتما بخوانید دو تا دو رکعت نماز هست هر رکعتی یک حمد و ۵۰سوره توحید ،در مجموع ۲۰۰سوره توحید در دو رکعتی روایت دارد این نماز را خواندید از جایتان بلند نمی شوید الا اینکه خدا از گناهانتان درگذشته و آمرزیده می شوید حتما این کار را انجام دهید من خودم با همه بدی هایم به این کار مقید هستم اگر در طول ماه مبارک رمضان نشد کاری کنم که رحمت خدا بر من نازل شود این قدم آخر یک کاری برای خودم بکنم خدا می خواهد بگذرد این ها را بهانه می کند خدایا من که آبرویی ندارم به حرمت حضرت امیر این نماز حضرت امیر را خواندم حالا حواسم پرت بود این بدبخت همین هست،اگر خوب بود که اینقدر بدبخت نبود ،خدایا عنایت کن به نماز حضرت امیر ،این بنده شرمنده را یک نگاه دیگر بیانداز و خدا این کار را می کند ما به خدا خیلی حسن ظن داریم در روایت دارد بنده را به طرف جهنم می برند پرونده ها را بررسی کردند دارند او را به دوزخ می برند روایت هست دو قدم می رود و این سمت و آن سمت را نگاه می کند می گوید بنده من به کجا نگاه می کنی گفت به اطراف نگاه می کنم ،به دنبال چه می گردی،گفت آنقدر از کرامت تو در دنیا به من گفته اند باور ندارم من جهنمی هستم حالا دارند با ناباوری من را می برند ،ملائک من بایستید بنده من را برگردانید این به ما حسن ظن داشت با همین حسن او با او برخورد می کنم ،بنده ما را برگردانید اهل جهنم را بر می گرداند چون به خدا حسن ظن داشت

خدایا به خودت قسم ،خیلی به تو حسن ظن داریم چون در طول این سال‌های متمادی دیدیم چطور آبرو نگه داشتی چطور رسوایم نکردی ،روزی را قطع نکردی ،بد کردیم و آقا تر شدی ،گناه کردیم و این بندگان پست بالاتری ارائه دادی ،خیلی ما بد هستيم در حرمت نگاه داشتن خدا ،قبلا عرض کردم درون قبر و زمان تلقین آن جملات آخر تلقین که فلانی،فرزند فلانی به خدا بگو*انت نعم الرب و انا بئس العبد*خوب خدایی برایم بودی من بد بنده ای بودم این را در دنیا بگویم چرا بمیریم به ما تلقین کنند که خدایا*انت نعم الرب و انا بئس العبد*خدایا تو واقعا خوب خدایی بودی من هم واقعا بد بنده ای بودم ،شاید با این گفتن یک بار این دل تکانی بگیرد ،پرونده را عوض کنند

صیرفی:خیلی متشکرم ،خلاصه ای از جلسه قبل را باهم مرور می کنیم و برمی گردیم بحث را ادامه می دهیم با آمادگی بیشتری در خدمت استاد توکل خواهیم بود،.

خلاصه جلسه قبل:

حضرت علی فرمودند*ما زال الزبیررجلا منا اهل البیت * الدوام زبیراز ما اهل بیت بود حتی نشا ابنه المشئوم *تا فرزند نحسش عبدالله به دنیا آمده چنان پدر را کله پا کرده که یار جانی علی دشمن خونی او شد حدود ۲۰سال خط مقدم یار علی بود هر کجا علی یاری می خواست از نفرات اول زبیر بود چه شد؟ از بانیان جنگ جمل علیه امیر المومنین شد از اینجا سر درآورد ؟

حضرت امیر فرمود *کیف یستقیم من لم یستقم دینه*آنکه دینش محکم نیست چطور می تواند در بلاها محکم بایستد چون اعمال جوارح ما از باطن ملکوتی فرمان می گیرد اول درون باید محکم باشد تا اعضا محکم بایستند اگر درون محکم بود چشم امکان ندارد در نگاه به گناه بلغزد و نگاه کند زبان امکان ندارد به گناه باز شود چون درون محکم هست چشمها محکم می شود زبان محکم می شود حرکات انسان سکنات انسان محکم هست اگر اعضا و جوارح سستی پیدا شد درون سست بود.

صیرفی:۳۰۰۰۰۷۲۰مسیر ارتباط پیامکی ما و شما هست همچنان منتظر الطاف شما هستیم اگر محبت بفرمایید به شماره تلفن ۱۶۲روابط عمومی سازمان صداوسیما تماس بگیرید نظرتان را راجع برنامه بفرمایید سپاس و ممنون خواهیم بود علاوه بر این در فضای مجازی به آدرس @yadekhoda_qtv ما را همراهی بفرمایید آنجا به اشتراک بگذارید این کلیپ های یکی دو دقیقه ای که تکان دهنده هست و مسیر را به ما نشان می‌دهد .

آیت‌الله توکل:در ادامه بحث قبلی عرض کرده بودم که خداوند عالم امتحان می گیرد تا استقامت ما محرز شود وقتی محرز شد در برکات را باز می کند جناب ابراهیم جناب اسماعیل جناب هاجر مثال آوردیم از زبیر فرزند زبیر در جنگ جمل بانی بودند صحبت شد اگر ما مستقیم بمانیم و محکم ایستادگی کنیم خداوند عالم حتما در برکات را باز می کند ،به عزیزانم این نکته را عرض می کنم ببینید حتی پیغمبر اکرم هم باید امتحان پس بدهد خدا می داند این ذات مقدس نورانی واقعا ذات مقدس نورانی به تمام معنا هست ،اما امتحانم باید بدهد جناب نوح ۹۵۰سال تبلیغات کردند به شدت می زنند از گوش خون بیرون می زند بیرون کار بچه و همسرش کار قوم او ۹۵۰ سال پیغمبر اکرم ۱۳سال در مکه بودند ۱۰سال مدینه بودند جمعا ۲۳سال شد آنقدر پیغمبر در این اوضاع اذیت شدند فرمودند *ما اوذی نبی مثل ما اوذیت* آنطور که من اذیت شدم هیچ پیغمبری اذیت نشد یعنی ۲۳پیغمبر اکرم بگذارید کنار ۹۵۰جناب نوح،با همه برنامه ها می گوید من بیشتر اذیت شدم حالا چرای آن بماند،پیغمبر هم امتحان باید پس بدهد وقتی ۱۳در مدینه بود چقدر پیغمبر را با سنگ زدند و توهین کردند او را مجنون ساحر و جادوگر خطاب کردند از بالای پشت بام شکمبه گاو گوسفند روی سر پیغمبر اکرم می ریختند گاهی پیغمبر را آنطور می زند کوه های اطراف مکه می رفتند از شدت خونریزی بی حال روی سنگ ها می افتاد و از اصحاب او را به منزل می برند با همه این برنامه وقتی در تمام برنامه ها این عزیز خدا و یگانه عالم آن طور که باید از خود نشان داد حالا چکار کردند وقتی رفت درون غار فرمان خدا عنکبوت مامور شده برای غار تار تنید تا دشمنان نفهمند او درون غار رفته ،این کار کی انجام شد؟بعد از آنهمه امتحانات،خدا حفظ می کند کبوتر که در چند متری پرواز می کند کنار غار نشاندند کبوتر تکان نخورد آنان با خود فکر کردند پس کسی اینجا نیامده کی این کار انجام شد وقتی در آن جذر و مد امتحانات سربلند بیرون آمد حضرت موسی سلام الله علیها با فرعون در افتاد بنی اسرائیل آمدند با موسی هماهنگ شدند به سوره قصص توجه کنید عزیزان همان آیات اول بخوانید*ان فرعون علا فی الارض *در زمین* وجعل اهل شیعا* به این افرادش تفرقه انداخت .*یستضعف طائفه منهم* عده را ضعیف کرد *یذبح ابناءهم ویستحیی نساءکم*بچه را گردن زد و زن ها را اسیر کرد به جان انداخت موسی قیام کرد باید از رود نیل عبور کنند آب چرا کنار رفت؟ زمین را از آب خالی کردند تا لشگر موسی و یارانش از این مسیرعبور کنند چرا؟چون تا اینجا با موسی همراه بودند با موسی همراه بودند به برکت همراهی با موسی،آب کنار زده شد و این ها عبور کردند این مزد آن زحمات بود فرعونیان آمدند آب ها به هم رسیده و همه نابود کرد از نیل عبور کردند آنور آب رفتند حالا به شهری رسیدند که حاکم آن فرد ظالمی بود حضرت موسی فرمود که بروید در شهر ،خدا کمک خواهد کرد ظالم را نابود می کند و شما را مستقر می کند این بی انصاف ها گفتند یا موسی*فاذهب انت و ربک فقاتلا انا هاهنا قاعدون*موسی تو با خدایت بروید با این ظالم بجنگید ما اینجا می نشینیم وقتی کار تمام شد به شهر تشریف می آوریم وقتی اینجا آمدند و دنیایشان را گرفتند با موسی همراهی نکردند و به رهبر زمانشان پشت کردند*یتیهون فی الارض اربیعن سنه*خداوند چهل سال اینها را دربدر بیابان کرد اطاعت کردی آب را کنار زدند معصیت کردید آواره تان می کنم ،حالت ۴۰سال بدوید بدبخت شدند این ما بین مردند ذلیل و حقیر شدند چرا ناشکری کردید چرا به رهبر زمانتان پشت کردید ،همراهی کردن عزت هست ،همراهی نکردن ذلت است توجه کنید دارند به ما درس می دهند عزیزانم خواهش می کنم دقت کنید ابرهه برای تخریب کعبه آمد عبدالمطلب جلو آمد گفتند ابرهه بزرگ کعبه آمده و با تو کار دارد آمد جلو گفت با من چه کار داری؟ فرمود سربازان گله من را گرفته اند بگویید به من برگرداند این یک نگاهی کرد و گفت تو برای گله ات آمده ای؟ گفت بله، ما می خواهیم کعبه را خراب کنیم تو نگران گله ات هستی؟ گفت *انا رب الابل*گفت من صاحب کعبه ام *الکعبه ربنا*خود کعبه صاحب دارد من برای گله خودم آمده ام،آن خود صاحب دارد،نفهمید عبدالمطلب چه فرمود گفت گله را به او بدهید برود حمله کردند برای نابودی کعبه، ابابیل آمد، به کعبه نرسیده در چند کیلومتری همه نابود شدند یک سوال ،عبدالله بن زبیر،پسر همین زبیری که پدر را بدبخت و بی دین و جهنمی کرد این جنگ با یزید داشت به خانه کعبه پناه برد و آنجا مستقر شد لشگر یزید آمد خانه کعبه را با منجنیق آتش زدند کعبه آتش گرفته اما ابابیلی نیامده چرا؟ برای اینکه عبدالمطلب حافظ کعبه بوده حرمت کعبه را نگه داشت ابن زبیر برای خودش داعی خلافت بود حالا چه کسی را یاری کند به کعبه پناه برده که بگوید من خلیفه الله هستم من به جای پیغمبر نشسته ام ،این را اثبات کند، تا آنجا که با خدا بودند خدا یاری کرد وقتی خودبینی و منیت جلو آمد خداوند ضربه زد و ذلیل و نابودشان کرد برای خدا کار کنیم در قرآن سوره سبع۴۷آیه *انما اعظکم بواحده ان اتوقموا لله *برای خدا کار کنید پشت،کار خدا می ایستد،در زمان امام امت گفت شاه باید برود بیرون بعضی بزرگان گفتند شاه بیرون برود چیست؟ مستاجرش که سال ها بوده را بخواهیم بیرون کنیم باید سال ها بدویم این مستاجر را بیرون کند،شاه بیرون برود؟ گفتند شاه باید بیرون برود و بیرون هم کرد چرا؟چون با خدا بود خدا او را کمک کرد

صیرفی:بروید همین آیاتی را که در ارتباط با تخریب خانه کعبه بود باهم بخوانیم در روزهایی که یک آیه ثواب یک ختم قرآن را دارد...

سوره فیل قرائت شد و هر آیه را به امید و رجاء یک ختم قرآن،چه سرگذشتی هست ،این داستان‌ها برای سرگرمی ما در قرآن کریم نیامده

آیه الله توکل:قرآن دارد عبرت بگیرید روایت بگیرد و* ما اکثر العبر و اقل الاعتبار* چون عبرت ها زیاد هست کو دلی که عبرت بگیرد هر جریانی قرآن جدا عبرت هست هر نصیحت جدا عبرت هست خداوند عالم بخش عظیمی ازقرآن را به سرگذشت آنها که اول کار بودند قرار داد ببینید چه کردیم با آنها؟شما چشم باز کنید و هر چه زمان به جلو می رود به زمان ظهور حضرت ان شاءالله نزدیک می شویم امتحانات هم سنگین تر می شود *لتغربلن غربله*لتبلبلن بلبله *شما را غربال می کنیم چه غربالی شما را امتحان می کنیم امتحان کردنی تا آن درون ما آشکار شود او باطن روشن شود واقعا در درون ما چه کاره هستیم .یک زن بدکاره ای بود که بطوری تو فاسدی و فلان ...او همه را گوش کرد گفت آنچه گفتی هستم اما آنچه می گویی خود هستی ،دم از تقوا می زنیم واقعا با تقوا هستیم دم از دین می زنیم واقعا دینداریم،آنچه گفتی هستم خودت چه؟فکر کنیم تمام کلمات ما حرکات ما رفتار برنامه ها را دو ملک نگاه می کنند و همه را ثبت می کنند *الیوم عمل و لا حساب*الان کاری نداریم جناب زاذان از یاران حضرت امیر هست جمعی نشسته اند می گفتند و می خندیدند حضرت گفت زاذان بیا ،امری داشتید فرموند حضرت: آنچه داری می گویی تو را املا می کند دو مکل می نویسند چیزی املا کن که فردا شرمنده نباشی یک کلام یک دنیا حرف در آن هست ،هر چی داری می گویی دارند می نویسند داری املا می کنی یک طوری املا کن وقتی برات خواندند کم نیاوری ،این همه توجه را می طلبد باید الان را می گویم شاید فردا هم بگویم به فضل خدا ،به خودمان بیشتر فکر کنیم نقاط ضعف داریم؟یقینا اگر درست نکنیم اول نهال هست بعد درختچه می شود بعدهم درخت می شود بعد شاخ و برگ زیاد می کند ریشه به تمام جان ما می اندازد بعد ثمر می دهد اگر بخواهیم درست کنیم نمی توانیم درست کنیم و لذا روایت دارد،انسان دنبال گناه می رود تا به جایی می رسد که واقعا واژگون می شود یعنی چه؟ آنچه می خواست الان نمی خواهد آنچه نمی خواست الان می خواهد آنچه دنبال آن بود الان نیست آنچه دنبالش نبود حالا دنبال می کند، آنچه ارزش بود الان بی ارزش شده، آنچه بی ارزش بود ارزش شد چرا؟چه کار کردی که اینجوری شدی؟چرا این را پیدا نمیکنی چه کردم ؟چرا نمازشب من ترک نمی شد حالا نمازصبحم قضا می شود از من توفیقات رفته مگر روایت ندارد بالای سر هر انسانی زن و مرد و پیر و جوان ندارد دو ملک بالای سرش با هم دیگر می آیند به هم می گویند امروز گناه نکرد ما را به یاد داشت حالا ما او را بیاد داریم برای نماز شب بیدارش می کنم امروز گناه کرده بالای سرش می آیند امروز ما را بیاد نداشت ما هم به یاد نمی آوریم بخوابد او که نماز شب می خواند نماز صبح قضا شد چرا این تنزل کرد؟ چرا ؟ با خودمان بگوییم اینجور تنزل پیدا کردیم برای اینکه درد و دنبال نکردیم و لذا دنبال درمان آن هم نبودیم بد بودیم بدتر شدیم بدتر هم خواهیم شد باید دنبال برویم به خودمان کار کنیم واگرنه همین منوال خواهد بود.تااینجا بحث را جمع بندی کنم *ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا *ثم استقاموا حتی یموت*استقامت مال چه کسانی هست؟متقین متقین چه کسانی هستند؟آنان که فرمان خدا تقید دارد به فرمان توجه داشته باشیم تا متقین باشیم تا اهل استقامت باشیم تا به اینجا که خوف و حزنی برای ما نباشد ،خداوند بندگانش را دوست دارد با تقواها را بیشتر دوست دارد گناهکاران را که توبه کنند *ان الله یحب التوابین *خداوند آنها را دوست دارد و عنایت می کند اگر این مقدمات درست شد از این دنیای فانی جا سالم به در بردیم

صیرفی:خیلی متشکرم از لطف و آقایی و بزرگواری حضرت عالی یک دعا کنید آخر ماه رمضان هست

آیت الله توکل:خدا را به حق شهید این ماه قسم می دهم در این ماه هر دستی آمد بالا این دست خالی برنگرد

صیرفی:الهی آمین، ممنونم از همراهی شما کمال تشکر وسپاس را داریم خدا را به وجاهت امیر المومنین علی علیه السلام قسم می دهیم ودعا می کنیم الهی چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی وما رستگار


دسته بندی :

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها